احمد بن محمد ميبدى
46
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
به جان دل آنان نرسيد زيرا ذوق حقيقت شنيدن ذكر و سماع چيز ديگر است ! - آنگاه سرانجام اين است كه براى كافران عذاب اليم و براى مؤمنان رحمت و فضل عظيم مقرّر فرمود ! 106 - ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ . . . : در اين آيت از روى اشارت مىگويد : اى مهتر خافقين و اى رسول ثقلين ، اى خلاصهء تقدير ، اى بدر منير ، اى كلّ كمال ، اى قبلهء جمال ، اى كعبهء اقبال ، اى مايهء افضال ، اى نمودار لطف و جلال ، اى شاخ وصل تو نازان ، اى كوكب عزّ تو رخشان ، اى كسى كه بر شواهد ربوبيّت و تأييد الهيّت مخصوص و سرافراز شده تا در هر لحظه كار دولت تو در ترقّى و آنچه ديگران را تاج است تو را نعلين ! نعلى كه بيفكند همى مركبت از پاى * تاج سر سلطان شد و تا باد چنين باد اى مهتر پيغمبران آن مقامها كه تو را زان برترى مىدهم ، هرچند همهء حسنات مقرّبان و اولياء ، سيّئات تو است پس چون برگزارى از آن استغفار كن ! و خود پيغمبر فرمود روزى هفتاد بار استغفار مىكنم ! در اين آيت بعضى مفسّران گفتهاند ناظر به اين معنى است كه همان گونه كه بنده چون تغيير حال دهد به حال بهتر و بالاتر رود ، ما هم آنچه از آثار عبادت نسخ كنيم و تغيير دهيم در عوض آن انوار عبوديت آوريم ، هركه در درگاه ربوبيّت بلندمرتبه است ، ذات احديّت او را در قباب عزّت پروراند و او را از حالى به حال بهتر گرداند و از اين مقام به مقام ديگر رساند ، تا در جذبهء حق افتد و از آن پس كه رونده باشد ربوده گردد ! آنگاه آنچه در همه عمر خويش در حال روش سير و سلوك رفته بود ، در حال كشش و وصول به اوّلين قدم از آن درگذرد آنچنانكه خود او از آن پس به كس نماند ، كشش او هم به روش خلق نماند ! به ارباب روش گويند امر و نهى را نگهداريد و به امر و نهى گويند كه ارباب كشش نگهداريد ! چه كه نسب آدم در عالم حقايق به وجود ايشان زنده است و راه راست و گام راستى به ثبات قدم ايشان معمور و برازنده است ! چنان كه سلمان از پارس ، بلال از حبش ، صهيب از روم ، اويس از قرن بودند . ازين مشتى رياست جوى رعنا ، هيچ نگشايد * مسلمانى ز سلمان جوى و درد دين ز بو دردا ! قدر شريعت مصطفى ايشان دانستند و حق سنّت او را شناختند ، صفاى سرّ اينچنين صدّيقان بر هر خارى بايد عبهر دين شود ، اگر بر مطيع تابد مقبول افتد و اگر بر عاصى تابد مغفور گردد و اگر بر فاسق تابد صاحب ولايت شود « 1 » ! 109 - وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ . . . : خرمن سوخته ، همه كس را خرمن سوخته خواهد ! جهودان كه در گودال ذلّت و مهانت افتاده و غبار نوميدى بر چهرهء تاريك ايشان نشسته ، دوست دارند كه مسلمانان را به سان
--> ( 1 ) ناسخ و منسوخ در قرآن : شأن نزول اين آيت اين است كه جهودان در نسخ آيات و احكام قرآن بر پيغمبر طعنه زدند و عيب گفتند و اعتراض كردند كه اگر فرمان اول حق بود پس چرا نسخ شد و اگر حق نبود گفتن به ما پسنديده نبود ! خداوند اين آيه را فرستاد و فرمود : ما هرچه نسخ كنيم از آن بهتر آريم و اهل حق گويند كه نسخ در قرآن و در سنت هر دو روا است و همچنين نسخ قرآن به سنت و نسخ سنت به قرآن هر دو آمده ، و خداوند بنده را فرمانى دهد و خود داند كه آن فرمان و حكم پس از روزگارى از بنده برمىدارد ، و آن را بدلى نهد كه صلاح بنده در آن است . انواع نسخ در قرآن : در قرآن سه نوع نسخ وارد شده يكى آنكه آيه و حكم هر دو منسوخ است و آن موردى بود كه آيهاى بر پيغمبر نازل مىشد ولى حضرت چنان كه خود فرموده فراموش مىكرده و آيتى ديگر با حكمى ديگر نازل مىشده ، دوم آنكه آيه ( خط ) برگرفتند ولى حكم بجاى خود ماند مانند آيهء زنا كه آيه نسخ شد ولى حكم نسخ نشد ، سوم آنكه حكم نسخ شد ولى آيه ( خط ) بجاى ماند ، مانند عدهء فوت شوهر كه از يك سال به چهار ماه و ده روز بدل شد ولى آيهء متاعا الى الحول بجاى خود ماند . چنان كه در تحويل قبله هم ، تبديل به بهتر و نيكوتر شد .